
دل نوشته های خودم...♥♥

دخترا گل یادتون باشه...![]()
میدونید امروز 11 مهر تولد کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیدونید؟؟!؟!!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!!!؟؟!؟!؟!؟!؟
تولد منه ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥
امیدوارم خوشبخت باشم و کسی ازم ناراحت نباشه و همیشه مورد رحمت خداوند باشم م م م م م ♥♥
(من پرررررووووو نیستم واقعیته☺ )
هه هه هه
و ا ا ا ا ا ا ا ا ای..... نمیدونین که چقدر کنسرت به من خوش گذشت ت ت ت ت ت!
انقدر خوش گذشت که اصلا نمیتونم بگم چقدرررررررررررر...
واستون تعریف میکنم:
ساعت حدودا 4.5 بود که با بابام رفتیم از یه گلفروشی رضایی تو فرجام گل گرفتم. 3 تا رز یکی سفید دوتا قرمز اون آقاهه خییییلی
قشنگ تزیین کرد تمامش برگ بود ازین جگولی بگولیا نبود خلاصه کلی خوش حال
بودم... همش با خودم میگفتم نکنه برم از این پله ها شوت بشم پایین ملت یهم
بخندن! ازین موضوع میترسیدم م م م م.. وای الان دارم آرزو میکنم که کاش
برگرده دوباره بشه دیروووووز :(( دیگه ساعت حدودای 7 بود کا حاضر شدیم من
و مامانم و داداشم و داییم... من یه مانتو خوشگل پوشیدم به رنگ یاسی روشن
که خیلی بهم میاد و خیلی کوتاه جوری دستام رو میبردم بالا اینم تا کمرم
میومد ولی مدلش گشاد بود و خیلی خوشگل (خالم برام از سوئد فرستاده ولی من
به عنوان مانتو ازش استفاده میکنم).. با شال بنفش و شلوارلی تنگ و کفش های
قرمز و کیف آبی خوشگلم که از جمهوری آذربایجان خریدم.. موهام هم از پایین
شالم آورده بودم خلاصه خیلی ناز شده بودم... ☺☺ رفتیم
برج میلاد و وایساده بودیم واسه آسانسور که دیدم یه پسره خوشتیپ اونجاست
گفتم اااااا.. این چقدر آشناس... نگوووو سیاوش خیرابی بود کلی ذوق کردم و
روم رو سریع کردم اونور که پررو نشه ☺ خلاصه رفتیم نشستیم ما ردیف هشتم بودیم کنار من بیچاره دوتا دختر جلف نشسته بودن ازین ترشیده ها زشت
بودن در حد سوسک... و فوقولاده ایکبیری... هی در گوش من ویز ویز میکردن
خواستم یه چک بزنم دیدم زشته الان فرزاد میاد ... (شوخی بودا ولی من رو به
حد حال به هم زن رسونده بودن جدی جدی) خلاصه ما سانس 9 تا 11 بودم و آقا
فرزاد ساعت 10 تشریف آوردن ... وووووویییییییییی ☺☺ اولش
همه چراغا رو خاموش کردن و فقط یه نور اون وسط بود و یدفعه یه میکروفون
اومد از اون بالا پایین و فرزاد دویید اومد شروع کرد خوندن ☺
یه نگاه آره یه نگاه.... دوستت دارم من به خدا.... یه صدا آره یه صدا.... نه نمیشم از تو جدا...
یه نفر آره نفر این دلو با خودت ببر یه پری آره پری... تو از همه عالم سری. . . . . .
عشق منی تو عمر منی.... هرجا باشم توی قلب منی ... روی لبهام فقط اسم توا ... تو حس خوب عاشق شدنی
وااااااااااااااااااااااااااااااای من داشتم رسما سکته میکردم... با خودم گفتم من این گل رو ببرم بدم که همونجا پس میوفتم ... خلاصه واسمون چندتا خوند و من خیلی خیلی کیف کردم... ☺☺♡
اینم بگم که با چه ذوقی داشتم فیلم میگرفتم که یدفعه دیدم یه نور قرمز داره کورم میکنه نگو لیزر بود که میگفتند فیلم نگیرید... آخه جناب آقای چراغعلی می خوان خودشون یه فیلم از این کنسرت تهیه کنن و بعد وارد بازاد کنن.. بعد از 3.4 تا آهنگ فرزاد گفتم دیگه برم بدم.... پاشدم بعد دوباره نشستم...!
بعد گفتم نه شیما تو باید بری ی ی ی ی ی ی ... رفتم! ☺ رفتم ... دستام یخ کرده بود فجیه. . . ازون طرف رفتم بدم فرزاد عزیزم داشت حرف میزد بهد یدفعه گفت مرسی ی ی ی ی ی... من دستم رو آوردم که بدم بهش مانتو من کامل رفت بالا و آبروم رفت .. خدا رو شکر که چاق نیستم... اومد گل رو ازم گرفت و ما شدیم face2face
بعد
برگشتم دیدم ملت دارن واسم کف میزنن میخواستم همونجا برم نو زمین دیگه
نیام م م...!! از جمله این که سیاوش خیرابی ردیف اول بووووووود ... دقیقا
روبه روی من!! و و و ا ا ا ا ی ی ی ی منم اصلا نگاشون نکردم و راه خودم و
گرفتم و رفتم نشستم.... دستام یخه یخ بود به داداشم گفتم فیلم گرفتی؟ گفت
نه نذاشتن ... واقعا بغض کردم ولی گفتم اشکال نداره دفعه بعدی!!! ☺دیگه
خلاصه این آقا فرزاد گل خیلی به ما حال دادو من بهترین روز زندگیم دیشب
بود جمعه 2 مهر... تا ساعت 12 به ما اختصاص داد و بعدش آهنگ ایران رو خوند
که خیلی حال کردم... من که همه ی آهنگاش روبلد بودم یعنی هرچی خوند امکان
نداشت بلد نبودم... وفتی میگفت داد بزنین من داشتم جی ی ی ی ی یغ میزدم...
ولی خب نه اونجوری که رو نرو باشم مثل این کناری های من... وای نمیدونین
چه اسکلای جوادی بودن... ایی! خلاصه مهشر یود معرکه بود عالی بود و جاداره
که از آقای کاکایی تشکر ویژه کنم....! ☺♡
آخرش هم وقتی معرفی کرد حمید لولایی و احمد پور مخبر و تیرداد کیائی و
مهدی مدرس و حامد هاکان هم بودن ... من که به هیچکدومشون نگا نکردم! دیگه
ساعت 12 بود که تموم شد و داشتیم میومدیم بهمون عکس دادن ازفرزاد عزیزم
البته من رفتم پایین که با خودش عکس
بگیرم متاسفانه یه پسره اونجا مثل برج زهرمار وایساده بود و میگفت ممنوعه!
ولی باشه داش فرزاد یادم میمونه وقتی بهترین پیانیست ایران شدم تو کاخ
نیاورون کنسرت گذاشتم و سوپر استار شدم این شکلی شدم => ☆ دیگه محلت نمیدم... (دروغ گفتم...{ناراحت})
خلاصه دوستای گلم برای همه خواننده های عزیز کشورمون امثال رضا صادقی و فرزاد فرزین که آبروی ایران رو خریدن آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم همیشه بهترین باشن...
---------------------------------------------------------
دوستای گلم خیلی دوستتون دارم به علت بازگشایی جان سوز مدارس من دیر به دیر میام و آپ میکنم مواظب خودتون باشی ی ی ی ی ی ی ی ید....
۩ ♡♡ByE ByEاون فردی از بالا سمت راست هست نریمان. وسطی آقا فرزاد گل. و در سمت چپ مهدی مقدم...
از پایین سمت راست داریوش شهریاری. وسطی حمید عسگری. و سمت چپی هم مجتبی کبیری هست.
جالبه یه چیزی بگم راجع به داریوش شهریاری... :) پارسال بهمن ماه کنسرت فرزاد که بودم تو تئاتر کانون یه آنتراکی وسطش بود برای اجرای فرزاد آخه قبلش مسعود امامی بود بعد این آنتراک رو من روم به دیوار رفتم دستشویی... بوت پوشیده بودم و از اونجایی که خیلی لزش بلند بود امکان داشت من هر لحظه با مخ بیفتم رو زمین...! خلاصه رفتم دستشویی. دستشویی پله میخورد میرفت پایین... داشتم از این پله ها میومدم بالا که داریوش شهریاری رو دیدم اخمام رو کردم تو هم یه ابرو انداختم بالا همینطور که داشتم میرفتم اون وایساده بود زل زده بود به من منم رفتم تو شکمش ☺☺
بعد من خندم گرفت ولی همونطور اخمالو گفتم : عذر میخوام!
اونم یه نیشخند زدو رفت... بعدش که داشتم میرفتم بشینم سر جام من ردیف چهارم بودم از همون ردیف اول اومدم رد شدم. دیدم یه آقایی نشسته کپی فرزاد فرزین ولی با موهای سفید... بله باباش بود! یه خنده ملیحی زدم بهش نگاه کردم و اونم همینطورم... فکر کنم پسندید... ☺☺ heeeh
خلاصه رفتم نشستم که یدفعه دیدم همون پسره که رفته بودم تو شکمش داره حرف میزنه و فرزاد فرزین رو معرفی میکنه تا بیاد... گفت من داریوش شهریاری هستم و...
من تازه فهمیدم این کی بوده !!!!!! آخه نشناخته بودمش... ولی اشکال نداره اخم هم چیزه باحالیه ولی احتمالا گفته این دختره خود در گیری داره :))
برگشتنی هم خیلی حال داد آخه یه پسره بود که کپ ابی میخوند تازه خیلیم قشنگتر :) میخوند و توی کیف گیتارش مردم پول میریختن البته ما کلی رقصیدیم بعضیا از جمله بابام میگفت این از فرزادم بهتر بود ولی نه...
فرزاد همه جا بهترین واسه من...

اول عید رو به همتون تبریک میگم... خواستم یه ذره از خودم بگم...
بنده شیما خانوم گل هستم... 16 ساله از تهراااااان طهراااااااان. مدرسه من هدفه... خیلی بده... از نظر درسی نه.. از نظر وحشی بازیاشون... اعصاب واست نمیذارن...هرجا میری یه دوربین مدار بسته گذاشتن به طوری که نمیتونی هیچ غلطی کنی...! تا میومدیم چت بازی در بیاریم... یکی از دوستا میزنه پشتت و میگه شیما..؟ دوربین... بعد کلی ضایع میشی... سرت میندازی پایین و تو دلت میگی افسوس...!!!! من امسال میرم دوم دبیرستان.. واسه انتخاب رشته دهنم رسما سرویس شد... آخه 15 تیر رفتیم آذربایجان (باکو) تا 4 مرداد... بعد وقتی اومدم تازه خواستم انتخاب رشته کنم! اول تصمیم داشتم برم هنرستان آخه مامانم میگفت تو باید بری اونجا تا انرزیت خالی بشه... قرار شد که برم معماری ولی هیج علاقه ای نداشتم به هرکسی هم که میگفتم میگفت تو بهت نمیاد مهندس بشی فقط یه نفر میگفت که اونم خالم بود چون خودش عاشق معماری بوده ولی لیسانس روانشناسی داره... هنوزم خودش نمیدونه چرا این درس رو خونده!! خلاصه بنده از رشته معماری منصرف شدم... تا اینکه تصمیم گرفتم برم تجربی... حالا دنبال مدرسه... مدرسه میگه جا نداریم.. تصمیم گرفتم برم مدرسه بیخد خودمون ولی... اونجا هم که میگه جا نداره...! روز و شب بود که گریه میکردم که من با این سیکل موندم!!! دیگه اوایل شهریور بود که تصمیم گرفتم برم انسانی از ناچاری نه... از اینکه من از همون اولم باید همین رشته میرفتم... به قول بابام من 6 متر زبون دارم به درد وکالت میخورم! خودمم خیلی دوست دارم... از بچگی تو دعوا های دیگران دخالت میکردم! انصافا هروقت هم که از جولوی قوه ی قضاییه رد میشدم با حسرت میگفتم میشه من یه روز دفتر وکالت بزنم!!!؟ ولی انگار میشه... یعنی قراره بشه..
حالا یه چیزی میخوام بگم واسه افراد بی فرهنگ جامعه .. بعضیا هستن تا یکی میگه انسانی سریع میگن انسانی؟؟ چیه؟؟؟ واسه بچه تنبلاس... ولی عذر میخوام کسایی که رفتن تجربی و ریاضی همشون موفقن ؟ این جامعه یه وکیل خوشتیپ مثل من نمیخواد؟! پس فردا خدایی نکرده زبونم لال شوهرت یا زنت بهت خیانت کرد یا اینکه ازت دزدی کردن نمیخوای بشونی سرجاشون... خب.. شما نیاز به یه وکیل خوب مثل شیما خانوم داری... بله..
و ای مردم بی فرهنگ و عقب مونده که به دانش آموزان رشته انسانی توهین میکنید این را بدانید که خیلی بیشعور و نفهمین..
همین
خدانگهدار
آرزوی من اینه که به شغلی که دوست دارم برسم و توش موفق بشم . کنسرت پیانو برگزار کنم...
تا پارسال دوست داشتم پیانیست فرزاد فرزین بشم ولی الان تصمیم دارم خودم کنسرت پیانو بذارم...
و اینکه یه بهزیستی بزرگ تاسیس کنم...
آرزوی دیگه ای هم دارم این که راحت بمیرم... :-(
آرزوی شما چیه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!